((ازیــــــــــ اد رفـــــــــ تـــــــــ ه))
|
||
شنبه 25 تير 1390برچسب:, :: 14:16 :: نويسنده : amir325
روزی دخترو پسری که خیلی همو دوست داشتند تو پارکی نشسته بودند دختر از پسر پرسید ... دلیل اینکه منو دوست داری چیه ؟ پسر گفت : من نمیدونم دلیلش چیه ولی هر چی هست من خیلی دوست دارم دختر گفت : مگه میشه بدون دلیل کسی رو دوست داشت ؟ قبول نیست حتما باید دلیلشو بگی وگر نه ... پسر گفت باشه میگم چون تو خشگلی صدای گرمی داری خیلی مهربونی همیشه کمکم میکنی و ... دخترک قانع شد و این ماجرا تموم شد چند روز بعد دختر یه تصادف خیلی بد داشت که باعث شد بره تو کما بعد از چند روز که به هوش اومد دید از طرف پسر یه نامه براش اومده که تو نامه نوشته شده بود ... اگه عشق فقط داشتن یه دوسته که فقط برای خوشگل بودنش صدای گرمش مهربون بودنش و توانایی شه که تو الآن نه میتونی باهام حرف بزنی نه میتونی به من ابراز علاقه کنی و نه میتونی کمکم کنی پس باید من و تو از همدیگه جدا شیم ؟ نه عزیزم عشق یه علاقه ی درونی که به ظاهر اهمیتی نمیده من واقعا تو رو از ته دلم دوست دارم نه بخاطر اون حرفا ... &p_id=1717" target="_blank"> ![]() نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
||
![]() |